اونی که دوست نداره
میدونی سه روزه اسمتو uni k duset nadare سیو کردم
دیگه آزارم نمیده این اسم،چون باورش کردم،باهمه وجودم
فردا هم اگه نیای دیگه آجیت میمیره...
اگه من دوستت بودم واسه فردا باهام قرار میذاشتی
اما من ندام
نه دوستت
نه آجیت
نه خونوادت
نه هبچ نسبتی باهات دارم
من فقط دوست دختر قایمکیت هستم
جواب من وقتی میپرسم فردا میای نمیدونمه....
ج من همیشه نمیدونمه
من ارزش قرار گذاشتنو ندارم
من ارزش وقت تورو نداذم
اینو تو همین روزا فهمیدم
حتی کنارت میخوابیدم یه بارم فک نکردم دوس دخترم
فک میکردم جونتم
قلبتم
توی وجودتم
فک میکردم خون همو نداریم،اما توی خون و گوشت هم خونه کردیم
تو این روزا فهمیدم هیچی نیستم
تو این روزا که دلت هوای هرکسیو کرد جز کسی که هرروز صداش میزدی آجی ندا...
من هیچی نیستم
من یه «الکی» بزرگ هستم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴ ساعت 4:21 توسط judy
|
تو باش،