...

delam kheili ghose dsre

kheili

من زنم

از وقتی زن شدم هیشکی روزمو بم تبریک نگفت ...

من هیچ روزیو تو تقویمِ آدما ندارم ...

کاش منم یه دختر بودم و در آرزوی مردی که یه روزی برام گل بیاره...

زندگی با آزرو توش شیرینی هم داره اما با حسرت همیشه سیاهه ...

من زنم...

یه زنی که نمی خواست زن باشه....

کاش زن نبودم...

 

تو میگی به دَرَک ...

بعضی وقتا واسه شنیدن صدات له له میزنم

دیوونه وار قلبم میزنه و بی طاقت میشم

اونقدر از ندیدنات عراب نمیکشم و از نیومدنت ناراحت نمیشم که از زنگ نزدنات میشکنم ...

نمیتوستی منو ببینی،میفهمم... اما یه تماس که وقت و جا نمیخاد... تو که هیچوقتتتتت بیشتر از یه ذیقه باهام حرف نمیزنی ... هربارم من دلم خواسته بیشتر باشی گقتی کاری نداری؟ ...

وایه این یه دیقه ها میتونستی یه دیقه بیای از خونه بیرون ...

یکشنبه یه ساعت منو به انتظار تلفنت گذاشتی و رفتی با دوستات ...

همونروزی ک بم گفتی ساعت 8 میتونم بیام ببینمت اما بعدش "باید" برم خونه ...

همه بایدای تو واسه منه ...

از یکشنبه تا 5شنبه انتظار یه تماس یه دیقه ای از تو ...

خیلی سخته ها... خیلی ..

تو خیالم فک میکردم میخوای واسه روز زن زنگ بزنی و تبریک بگی ... میخای با یه دیقه که توش میگی به یادت بودم دلمو شاد کنی ... میخوای که من حسرت آرزوهامو نخورم ...

........

یه آدم زیادی روی زمین ...

اینقدر حرف روی حرف، بغض روی بغض تو گلوم گیر کرده ...

تو این دنیا کسیو ندارم که دوسم داشته باشه

کسیو ندارم قلبش واسه من بزنه

دلم گرفته دادا

همون دلی که تو میگی به دَرَک ...

به دَرَک...