پ.ن : من نفرینت نکردم، نفرینت نمیکنم ، اما خدارو برای تمام دردام، برای تک تک اشکام شاهد گرفتم و باعث و بانی شو به اون واگذار کردم، با هر دردی که تو سینم حس میکنم جلو دهنمو میگیرم و میگم من لال میشم خداجون، تو میدونی و بنده هات
بدون که به هیچ وجه سرافکنده نیستم نه پیش خودم نه پیش خدای خودم نه پیش تو نه هیچ کس دیگه ای، چون تو تک تک لحظه هایی که کنارت بودم خودم بود، بی دروغ بی ریا، پاکترین حس دنیارو به پای تو ریخته بودم

حداقل سرم بلنده که توی زندگیم انسان بودم

شانسه و اقبال بدم بود که عاشق یه آدم دروغگو شدم که منو به بازی گرفت و فریبم داد

حداقل این وسط سرم بلنده که کثیف نبودم و حتی تو یک ثانیه با تو بودنم توش دروغ و ریا نبوده

میتونم با همین دستای لرزون و چشمای گریونم بنویسم که من خیلی خوش شانس بودم چون من با همه وجودم تو زندگیم عاشق شدم و عاشقی ها کردم

باز هم عاشقی ها میکنم و خواهم کرد با عشق که خدا توی قلب و وجودم گذاشته، با نعمت پاکی که توی سینم دارم، اما اینبار نه فقط برای تو ...

خدا خیلی بزرگه، درد میده درمونم میده

مطمینم یه روزی هم به تو واقعیتارو میفهمونه
همونطور که چشماتو روی واقعیتا بست، یه روزی چشماتو خووب باز میکنه

یه روزی توم کثافت دور و برتو خوب میبینی و بوی تعفنشو میشنوی ...

من برای تک تک لحظه ها و دردایی که کشیدم ، برای تک تک تهمتایی که بم زدین خدارو شاهد گرفتم و لال شدم ...

من ندای عاشق و بیقراره دیروز، صبورترین و عاقل ترین ندای دنیا شدم

تو راست میگفتی گوشت از استخون جدا نمیشه، برای من نشد... اما من گوشتی نبودم که به استخونات چشبیده باشم ... فقط بازیچه موقتی زندگیت بودم ... فرق عشق پاک و ناپاک همین بود

خوب فهمیدم تنهاییم شرف داره به بودن با کسی که  با ریا و فریب دستمو تو دستش میگرفت و منو به آغوش میکشید.. تنهاییم شرف داره به بودن با کسی که به دروغ هرروز بم میگفت قلب منی