بیزارم
از فیسبوک ، گوشی
هر شبکه
رشته سیم یا بی سیمی
که رسانای صدا و تصویر است
بی هیچ احساسی ...
بیا مثل انسانهای نخستین
زیر درختی
یا سایه سنگی
سراسیمه بغلم کن
در گوشم حرف بزن
و من
تا پایان تمدن
تو را ببوسم
اين يك واقعيته ...
عشق را در مانيتور و دنياي مجازي جستجو نكن ...
عشق را لمس كن
بو كن
و براي ماندگاري اش از مجـــازيها بكـــــــاه ...
من.نوشت : جفتِ اجباری نمیخوام ... خستم... باید ازاینجا فرار کنم... به جهنم یا یجای دور ... تنها راه فراره ... یه فرارِ بی قرار و یهویی ...